پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨۵١

عزیزی مرا گفت بر گو چه حالست

که تنها بسر میبری روزگاری

نه روزت بمجلس در آید حریفی

نه شب در شبستان بود غمگساری

بدو گفتم ای نازنین یار مشفق

ازین ره منه بر دل خویش باری

مصاحب نباید مگر بهر راحت

چو زو رنج یابی نیاید بکاری

گرفتم گل و مل شدند اهل عالم

ز من بشنو اوصاف این هر دو باری

مجرب شدست این که باری سرانجام

ز گل زخم خاری و از مل خماری

مرا سایه همسایه الحق تمام است

گرم در جهان ناگزیرست یاری

که از من بشادی و غم بر نگردد

نخیزد میان من و او غباری

جهانرا کسی گر بغربال بیزد

بسر بر نیاید چو او راز داری

چو ابن یمین ذوق اینحال دانست

گرفت از میان خلایق کناری

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨۵٣عماد الدین محمد را بگوئید
  2. شمارهٔ ٨۵۴فیلسوف زمانه قطب الدین
  3. شمارهٔ ٨۵۵فرزند هنرمند من ای نور دو چشمم
  4. شمارهٔ ٨۵۶فیلسوفی گفتم اندر خطه هندوستان
  5. شمارهٔ ٨۵٧قطب سپهر مکرمت ای یافته دلم
  6. شمارهٔ ٨۵٨کاشکی با اینهمه محنت که من دارم ز غم
  7. شمارهٔ ٨۵٩کریما وعده‌ای دادی چنانم
  8. شمارهٔ ٨۶٠کسیکه سفله و ادنای خلق بوده بود
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.