پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٨۴١

ز مخلوق کاری گشایش نگیرد

دل اندر خدا بند اگر کار خواهی

مرو گرد هر در بامید عزت

چه فخری بود کز ره عار خواهی

جناب امیر و وزیران نیرزد

که از حاجب بارشان بار خواهی

چو مرکز درین دائره پای بفشار

چه سرگشتگی همچو پر گار خواهی

ز ناجنس بگریز اگر آفتابست

ترا سایه خود بس ار یار خواهی

بوحدت بسر بر که راحت در آنست

اگر گلشن عیش بیخار خواهی

کزین خلق امید مهر آنچنانست

که آبحیات از لب مار خواهی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٨۴٣زنهار قصد کندن بیخ کسان مکن
  2. شمارهٔ ٨۴۴سیرت آزادگان از سفلگان هرگز مجوی
  3. شمارهٔ ٨۴۵سرا فاضل آفاق رکن ملت و دین
  4. شمارهٔ ٨۴۶سپهرا من از گردشت فارغم
  5. شمارهٔ ٨۴٧شهاب‌الدین علی را گفت یاری
  6. شمارهٔ ٨۴٨صاحبا بنده را بخدمت تو
  7. شمارهٔ ٨۴٩صحبت صاحبنظر باید که باشد با دو کس
  8. شمارهٔ ٨۵٠عمری بغفلت ایدل نادان گذاشتی
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.