پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶١٩

فیلسوفی که من در اسرارش

ببد و نیک بود می محرم

گفت پندی سه چار فرمودست

شاه کسری سر ملوک عجم

اولین پند آنکه مالش نیست

هیچ کامی نیابد از عالم

دومین پند آنکه جفتش نیست

نیستش دل بهیچ رو خرم

سومین آنکه نیست فرزندش

نیست تا هست پشت او محکم

چارمین آنکه هر که این هر سه

نیستش نیستش بگیتی غم

گر تو خواهی که خوش گذاری عمر

آنچه یابی بده ز بیش و ز کم

پند چارم گزین که آخر حرفیست

کاندرو هست بیغمی مدغم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٢١قدوه اهل کرم ای زبده آزادگان
  2. شمارهٔ ۶٢٢گر بدست آید مرا در تیه حیرت یک جوین
  3. شمارهٔ ۶٢٣گاه آن باشد که باشم پای بر جا همچو قطب
  4. شمارهٔ ۶٢۴گر ترا هست خرد یاز بیا ز ابن یمین
  5. شمارهٔ ۶٢۵گر نگردد فلک بکام دلم
  6. شمارهٔ ۶٢۶گر بگویم خون شود در کوه سنگ
  7. شمارهٔ ۶٢٧مرا هست در خم می خوشگوار
  8. شمارهٔ ۶٢٨منم ابن یمین که مرکب نطق
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.