پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٢١

قدوه اهل کرم ای زبده آزادگان

اکرم الاخوان شهاب الدین که بادی دوستکام

از ره چاکر نوازی قصه ئی اصغا نمای

کرده از بیم ملالت در وی ایجازی تمام

بنده با جمعی خواص مجلس روحانیان

خلوتی دارد مصفا از کدورات عوام

موضعی از خرمی زیباتر از باغ ارم

وز ره امن و فراغت غیرت دار السلام

لیک در وی پای بند صحبت اصحاب نیست

این کنایت هیچ دانی از چه باشد از مدام

همتت گر ضامن اسباب جمعیت شود

چون ثریا منخرط کردند در سلک نظام

ورنه ابناء الکرام اندر پی بنت الکروم

چون بنات النعش بگریزند از هم و السلام

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٢٣گاه آن باشد که باشم پای بر جا همچو قطب
  2. شمارهٔ ۶٢۴گر ترا هست خرد یاز بیا ز ابن یمین
  3. شمارهٔ ۶٢۵گر نگردد فلک بکام دلم
  4. شمارهٔ ۶٢۶گر بگویم خون شود در کوه سنگ
  5. شمارهٔ ۶٢٧مرا هست در خم می خوشگوار
  6. شمارهٔ ۶٢٨منم ابن یمین که مرکب نطق
  7. شمارهٔ ۶٢٩مدتی در پی هوی و هوس
  8. شمارهٔ ۶٣٠من نیم چون مرد سالوس و فریب
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.