پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٢٣

گاه آن باشد که باشم پای بر جا همچو قطب

آسمان آخر چو خود سرگشته تا کی داردم

گرچه گردون اینزمان یکسر سخن با من گذاشت

زان چه حاصل چون زمانی بیسخن نگذاردم

در کفم روزی نبیند کس وجوه یک شبه

با همه گو هر که ابر دیدگان میباردم

نه چرا از فقر نالم چون خرد فلاح وار

تخم صبر اندر زمین پاک دل میکاردم

تلخ تخمی کشت و دادم آب شور از دیده اش

لیک می‌دانم که شیرین میوه‌ای بار آردم

بس که گردون را خوش آمد شربت گفتار من

در گلاب دیده هردم چون شکر آغاردم

دائم از روباه بازی خواب خرگوشم دهد

لیک در رخ شیروش در کین دل بگذاردم

هیچ دانی کز چه عیبم گشت گردون کینه ور

زانکه چون ابن یمین ز اهل هنر پنداردم

گرچه دارم نطق عیسی لیک بهر مصلحت

گشته‌ام راضی کزین کون خران انگاردم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶٢۵گر نگردد فلک بکام دلم
  2. شمارهٔ ۶٢۶گر بگویم خون شود در کوه سنگ
  3. شمارهٔ ۶٢٧مرا هست در خم می خوشگوار
  4. شمارهٔ ۶٢٨منم ابن یمین که مرکب نطق
  5. شمارهٔ ۶٢٩مدتی در پی هوی و هوس
  6. شمارهٔ ۶٣٠من نیم چون مرد سالوس و فریب
  7. شمارهٔ ۶٣١هر بلائی که میشود واقع
  8. شمارهٔ ۶٣٢هر که بر حضرت دادار توکل دارد
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.