پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ۶٠٨

سپهر مهر جلالت جلال دولت و دین

توئی که رأی ترا شاه انجم است غلام

کسیکه سر ننهد پیش تو صراحی وار

مدام در دل او باد خون ناب چو جام

بمن رسید بشارت که رأی آن داری

که حال بنده رسانی ز تفرقه بنظام

بدان مبشر فرخنده من چنین گفتم

که عرضه دار بدان مقتدای جمله کرام

که بس عجب نبود کز هزار فرسنگی

نسیم جود تو من بنده را رسد بمشام

علی الخصوص که قرنی زیادتست که من

که بر جناب تو دارم چو آستانه مقام

اساس تربیتم کرده ئی و خوش کاریست

تمام کن که بود نظم کار در اتمام

هلال اگر چه خوش آید بچشم خلق ولی

ز روی حسن کجا میرسد بماه تمام

بکوش ابن یمین را بکام دل برسان

ز لطف خویش که بادت جهان همیشه بکام

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶١٠سلطان تاجبخش مرا پیش تخت خواند
  2. شمارهٔ ۶١١سالها در چار سوی خطه کون و فساد
  3. شمارهٔ ۶١٢شنیدم از سر منبر مذکری میگفت
  4. شمارهٔ ۶١٣شهریارا من از این حضرت چون خلد برین
  5. شمارهٔ ۶١۴شرح جوری که من از دور قمر می‌بینم
  6. شمارهٔ ۶١۵شرح شوق و نیازمندی خویش
  7. شمارهٔ ۶١۶صحبت جمغی که ما را دوستان میزیستند
  8. شمارهٔ ۶١٧صاحبا گر چنین همی شاید
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.