پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ٣١۵

عقل گویدم از عالم وحدت مگذر

که بسی دوست نما دشمن بد خواه بود

گوشه ئی گیر و کناری ز همه خلق جهان

تا میان تو و غیری نبود داد و ستد

زانکه با هر که ترا داد و ستد پیدا شد

گفته آید همه نوعی سخن از نیک و ز بد

یکتن از انجمن ار نیک ز بد بشناسد

باشد آنکس که ممیز نبود بیش از صد

شخص بیهوده درا گوهر مغناطیس است

که کشد تیغ بلا را بطبیعت سوی خود

تن زن ای ابن یمین زین پس و تنها میباش

گر چه تنها نبود هر که بود ز اهل خرد

بگذر از صحبت همدم که ترا هست دلی

همچو آئینه و آئینه ز دم تیره شود

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ٣١٧عید نو کائینه دلها ز زنگ غم زدود
  2. شمارهٔ ٣١٨هر که را داد نعمتی ایزد
  3. شمارهٔ ٣١٩کریم زاده چو مفلس شود در او پیوند
  4. شمارهٔ ٣٢٠غیاث دولت و دین آنکه طوطی جانرا
  5. شمارهٔ ٣٢١غلام همت آنم که همچو باد سحر
  6. شمارهٔ ٣٢٢غم فرزند خوردن از جهل است
  7. شمارهٔ ٣٢٣فلک آنست که یکروز بپایان نبرد
  8. شمارهٔ ٣٢۴فریاد از اینجهان که خردمند را ازو
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.