پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

قطعات

شمارهٔ ١۶٠

ما را شکایتیست ز گردون دون نواز

کانرا چو دور او سرو پائی پدید نیست

بس ماجری که خاسته بینم زهر کنار

واندر میان جمله صفائی پدید نیست

کردم نگاه در گل و بلبل بباغ فضل

در هیچ فصل برگ و نوائی پدید نیست

شد کارگاه فضل بدستان روزگار

وین غم بتر که عقده گشائی پدید نیست

گفتم بعقل جان نبرم از ره مخوف

زیرا چو عقل راهنمائی پدید نیست

دیدیم و آزموده بکرات حال عقل

زو نیز هم اصابت رائی پدید نیست

از خود طلب مراد خود ایدل که غیر تو

در خانه هیچ خانه خدائی پدید نیست

گردون بمهرت ار چه که دل گرمئی دهد

مغرور آن مشو که وفائی پدید نیست

ایدل علاج تو گر ازاینسان کند فلک

دمساز درد شو که دوائی پدید نیست

در شام غم بظلمت دلگیر خوش برای

کز صبح خرمیت ضیائی پدید نیست

از خشکسال مکرمت اغصان فضل را

در هیچ فصل نشو و نمائی پدید نیست

ابن یمین کرم مطلب در جهان که آن

عنقای مغربست که جائی پدید نیست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ١۶٢من نگویم که از فوائد تو
  2. شمارهٔ ١۶٣مرا بدرگه دولت پناه سرور عهد
  3. شمارهٔ ١۶۴مردمان با یکدیگر دائم نزاعی میکنند
  4. شمارهٔ ١۶۵مرا بلبل طبع شیرین نفس
  5. شمارهٔ ١۶۶مطبخی ایست ناگوار مرا
  6. شمارهٔ ١۶٧منم ابن یمین ذاتی که او را
  7. شمارهٔ ١۶٨مدتی در طلب مال جهان کردم سعی
  8. شمارهٔ ١۶٩مرا نیمه نانی که در خور بود
همه‌ی قطعات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.