پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

سایر اشعار

شمارهٔ ۳

عشق آمد و کرد عقل غارت

ای دل تو به جان بر این بشارت

ترک عجبی است عشق دانی

کز ترک عجیب نیست غارت

شد عقل که در عبارت آرد

وصف رخ او به استعارت

شمع رخ او زبانه ای زد

هم عقل بسوخت هم عبارت

بر بیع و شرای عقل می خند

سودش بنگر ازین تجارت.

ادامه‌ی سایر اشعار

  1. شمارهٔ ۵عشق را گوهر برون از کون کانی دیگرست
  2. شمارهٔ ۶بیدار شودلا که در این روزگار دون
  3. شمارهٔ ۷دشمن ما را سعادت یار باد
  4. شمارهٔ ۸دعوی عشق جانان در هر دهان نگنجد
  5. شمارهٔ ۹دل بی تو ز تو خبر ندارد
  6. شمارهٔ ۱۰ساقی تو بیار باده ز آن پیش
  7. شمارهٔ ۱۱بر آتش عشق تو بسوزم
  8. شمارهٔ ۱۲هر که را این عشقبازی در ازل آموختند
همه‌ی سایر اشعار ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.