پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

سایر اشعار

شمارهٔ ۲

شها توقعم از خدمتی چنین کردن

نه جبه بود و نه دستار و طیلسان وردا

نه جاه و منصب و نه احتشام بود و قبول

نه مال و نعمت و ثروت نه حرمت دنیا

نه نیز شیر و می و انگبین نه میوه و باغ

نه خلد و حور و قصور و نه سایهٔ طوبی

بلی دو چیز تمنای داعیت بودست

که باز حاصل هر دو همی شود بهٔکی

یکی تمتع شاه جهان که دایم باد

دوم بیان مقامات و کشف دین هدی

که تا بدین دو وسیلت رسم به «مقعد صدق»

که هست مقصد و مقصود حضرت مولی

اگر زکوة دهد شه به عامل اعمال

ازین خزانه، شوم سرخ روی در عقبی

غرامتی نکشم ز آنچه در قلم آمد

خجالتی نبرم ز آنچه کرده ام انها

«ادیب صابر» ازین باب ای شه عالم

چه سخت خوب یکی بیت می کند انشا

«به صد قصیده ترا خوانده ام کریم و رحیم

چنان مکن که خجل گردم اندرین دعوی»

شها هزار مجلد کتاب باد چنین

برای حضرت تو ساخته ازین معنی.

ادامه‌ی سایر اشعار

  1. شمارهٔ ۴دل در جهان مبند جهان یار بی وفاست
  2. شمارهٔ ۵عشق را گوهر برون از کون کانی دیگرست
  3. شمارهٔ ۶بیدار شودلا که در این روزگار دون
  4. شمارهٔ ۷دشمن ما را سعادت یار باد
  5. شمارهٔ ۸دعوی عشق جانان در هر دهان نگنجد
  6. شمارهٔ ۹دل بی تو ز تو خبر ندارد
  7. شمارهٔ ۱۰ساقی تو بیار باده ز آن پیش
  8. شمارهٔ ۱۱بر آتش عشق تو بسوزم
همه‌ی سایر اشعار ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.