پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

سایر اشعار

شمارهٔ ۶

بیدار شودلا که در این روزگار دون

خفته دلند و دیدهٔ بیدار مانده نیست

اندر سرای دنیی فانی عزیز من

بسیار دل مبند که بسیار مانده نیست.

ادامه‌ی سایر اشعار

  1. شمارهٔ ۸دعوی عشق جانان در هر دهان نگنجد
  2. شمارهٔ ۹دل بی تو ز تو خبر ندارد
  3. شمارهٔ ۱۰ساقی تو بیار باده ز آن پیش
  4. شمارهٔ ۱۱بر آتش عشق تو بسوزم
  5. شمارهٔ ۱۲هر که را این عشقبازی در ازل آموختند
  6. شمارهٔ ۱۳مرغان او هر آنچه از آن آشیان پرند
  7. شمارهٔ ۱۴دستی چو نیست جیفهٔ مردار بس خسند
  8. شمارهٔ ۱۵آن کس که دل به دنیای غدار می‌دهد
همه‌ی سایر اشعار ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.