پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

سایر اشعار

شمارهٔ ۵

عشق را گوهر برون از کون کانی دیگرست

کششتگان عشق را از وصل جانی دیگرست

عشق بی عین است و بی شین است و بی قاف ای پسر

عاشق عشق چنین هم از جهانی دیگرست

دانهٔ عشق جمالش چینهٔ هر مرغ نیست

مرغ آن دانه پریده ز آشیانی دیگرست

بر سر هر کوچه هر کس داستانی می زند

داستان عاشقان خود داستانی دیگرست

بی زبانان را که با وی در سحر گویند راز

خود ز جسمانی و روحانی زبانی دیگرست

طالع عشاق او بس بوالعجب افتاده است

کوکب مسعودشان از آسمانی دیگرست

آن گدایانی که دم از عشق رویش می زنند

هر یکی چون بنگری صاحب قرانی دیگرست

لاف عشق روی جانان از گزافی رو مزن

عاشقان روی او را خود نشانی دیگرست

ادامه‌ی سایر اشعار

  1. شمارهٔ ۷دشمن ما را سعادت یار باد
  2. شمارهٔ ۸دعوی عشق جانان در هر دهان نگنجد
  3. شمارهٔ ۹دل بی تو ز تو خبر ندارد
  4. شمارهٔ ۱۰ساقی تو بیار باده ز آن پیش
  5. شمارهٔ ۱۱بر آتش عشق تو بسوزم
  6. شمارهٔ ۱۲هر که را این عشقبازی در ازل آموختند
  7. شمارهٔ ۱۳مرغان او هر آنچه از آن آشیان پرند
  8. شمارهٔ ۱۴دستی چو نیست جیفهٔ مردار بس خسند
همه‌ی سایر اشعار ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.