پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

سایر اشعار

شمارهٔ ۱۳

مرغان او هر آنچه از آن آشیان پرند

بس بیخودند جمله و بی بال و بی پرند

شهباز حضرتند دو دیده بدوخته

تا جز به روی شاه به کونین ننگرند

بر دست شاه پرورش و زقهٔافته

تا وقت صید نیز بجز شاه نشکرند

از تنگنای هفت و شش و پنج و چار و سه

پرواز چون کنند ز دو کون بگذرند

ز آن میل هشت دانهٔ جنت نمی کنند

کز مرغزار عالم وحدت همی چرند

چون گلشن بهشت نیاید به چشمشان

کی سر به زیر گلخن دنیا در آورند؟

اندر قمارخانهٔ وحدت بهٔک سه شش

نقد چهار هر دو جهان باز می برند

ساقی شراب صاف تجلی چو در دهد

خمخانهٔ وجود بهٔک دم فرو خورند

ز آن سوی دامن حدثان سر برآورند

وقتی که سر به جیب تحیر فرو برند

جز مکمن جلال نسازند آشیان

چون زین نشیمن بشریت برون پرند

«نجما» چو خاک پای سگ کویشان شدی

امیدوار باش کز ایشانت بشمرند

ادامه‌ی سایر اشعار

  1. شمارهٔ ۱۵آن کس که دل به دنیای غدار می‌دهد
  2. شمارهٔ ۱۶دارو سبب درد شد اینجا چه امید است
  3. شمارهٔ ۱۷ای کمالت منزه از نقصان
  4. شمارهٔ ۱۸بکشم به جان جفایش نکشم سر از وفایش
  5. شمارهٔ ۱۹تو چه دانی چه آرزومندم
  6. شمارهٔ ۲۰گر صبحدم ز سوز غمت سر برآورم
  7. شمارهٔ ۲۱من سوخته دل تا کی چون شمع سر اندازم
  8. شمارهٔ ۲۲چون همایان جیفه پیش کرکسان انداختیم
همه‌ی سایر اشعار ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.