پرش به محتوای اصلی
نجم‌الدین رازی

سایر اشعار

شمارهٔ ۲۱

من سوخته دل تا کی چون شمع سر اندازم

وز سوز دل خونین در جان شرر اندازم؟

درد دل من هر دم از عرش گذر گیرد

در شهر ز عشق تو صد شور و شر اندازم

هر شب من بیچاره تا وقت سپیده دم

بر خاک سر کویت تا کی گهر اندازم؟

زین دیدهٔ در بارم از آرزوی رویت

در پای سگ کویت خون جگر اندازم

شمعا! من دیوانه تا چند چو پروانه

در آتش عشق تو شه بال و پر اندازم؟

تا کی تو غم عالم بر جان من انباری

ز آن مرده نیم دانی کز غم سپر اندازم

هر تیر بلا شاها کانداخته ای بر من

جان را هدفش کردم بار دگر اندازم

یکبار چو پروانه جان بر کف دست آرم

خود را به برت جانا باشد که در اندازم

یک شب تو حریفم شو مهمان شریفم مشو

زر را چه محل باشد تا بر تو زر اندازم

جان پیش کشم حالی گر ز آنکه قبول افتد

در پات به شکرانه دستار و سر اندازم

عمر من سر گشته سرباز به کوی وصل

بردار نقاب از رخ تا یک نظر اندازم

ز آن باده دهم ساقی کین هستی من باقی

از سطوت آن باده از خود به در اندازم

من «نجم» و تو خورشیدی من فانی و تو باقی

وز نور و تجلیت زیر و زبر اندازم

ادامه‌ی سایر اشعار

  1. شمارهٔ ۲۳ما قلندروشان قلاشیم
  2. شمارهٔ ۲۴در عشق یار بین که چه عیار می‌رویم
  3. شمارهٔ ۲۵دل بر کن از جهان و جهان را گذشته دان
  4. شمارهٔ ۲۶خسروا بشنو فزونی از چو من کم کاستی
  5. شمارهٔ ۲۷گر زعشقت خبر نداشتمی
  6. شمارهٔ ۲۸کرده‌ای تکیه بر جهان و هنوز
  7. شمارهٔ ۲۹به صبا پیام دادم که ز روی مهربانی
  8. شمارهٔ ۳۰گر با خردی و زنده جانی
همه‌ی سایر اشعار ←

درباره‌ی نجم‌الدین رازی

نجم‌الدین رازی با نام کامل‌ترِ ابوبکرْ عبدالله بن محمد بن شاهوار بن انوشیروان الرازی (زادهٔ ۵۷۳ هجری قمری، کشته شده در جنگ با مغولان در ۶۵۴ هجری قمری)، همچنین مشهور به نجم‌الدین دایه یا نجم رازی، از چهره‌های تأثیرگذار و مطرح در تاریخ تصوف در ایران و جهان اسلام است. رسالهٔ عشق و عقل وی (معیار الصدق فی مصداق العشق) از ر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.