پرش به محتوای اصلی
دقیقی دقیقی

ابیات پراکنده

شمارهٔ ۳

برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت

بنشین و برافکن شکم قاقم بر پشت

بس کس که ز زردشت بگردیده، دگر بار

ناچار کند روی سوی قبلهٔ زردشت

من سرد نیابم که مرا ز آتش هجران

آتشکده گشته‌ست دل و دیده چو چرخشت

گر دست به دل برنهم از سوختن دل

انگشت شود بی‌شک در دست من انگشت

ای روی تو چون باغ و همه باغ بنفشه

خواهم که بنفشه چنم از زلف تو یک مشت

آن‌کس که تو را کشت، تو را کشت و مرا زاد

و آنکس که ترا زاد، ترا زاد و مرا کشت

ادامه‌ی ابیات پراکنده

  1. شمارهٔ ۵چرخِ گردان نهاده دارد گوش
  2. شمارهٔ ۶شب سیاه بدان زلفکان تو ماند
  3. شمارهٔ ۷گویند صبر کن که ترا صبر بر دهد
  4. شمارهٔ ۸ای امیر شاهزاده خسرو دانش پژوه
  5. شمارهٔ ۹ - قصیدهپریچهره بتی عیار و دلبر
  6. شمارهٔ ۱۰چگونه بلائی که پیوند تو
  7. شمارهٔ ۱۱مدیح تا به بر من رسید عریان بود
  8. شمارهٔ ۱۲تو آن شبرنگ تازی را به میدان چون برانگیزی
همه‌ی ابیات پراکنده ←

دقیقی درباره‌ی دقیقی

ابو منصور محمد بن احمد بلخی (زاده شده پس از ۳۲۰ هجری قمری، درگذشته میان ۳۶۷ تا ۳۶۹ هجری قمری) با تخلص دقیقی از نخستین کسانی بود که پیش از فردوسی کوشش کرد داستان‌های ملی ایران را به شعر درآورد و از پیشگامان حماسه‌سرایی به زبان فارسی است. دقیقی با دربار شاهان سامانی در پیوند بود و به تشویق نوح دوم سامانی به نظم درآوردن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.