پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

متفرقات

شمارهٔ ۱ - در مرثیه بر شهیدان کربلا

از دست ظلم شمر ستمگر به کربلا

گریان شدند مؤمن و کافر به کربلا

هرگز کسی ندیده و نشنیده در جهان

جوری که شد به آل پیمبر به کربلا

پنداشتی قیامت کبری پدید گشت

کافتاده بود شورش محشر به کربلا

افغان العطش ز چه میرفت بر فلک

می‌بود اگر که ساقی کوثر به کربلا

خورشید منکسف شد و مه گشت منخسف

از شرم ظلم شمر بداختر به کربلا

بر نیزه رفت بس که سر سروران دین

طالع شد آفتاب ز هر سر به کربلا

مسدود بود راه نظر طایران تیر

از بس که می‌زدند همی پر به کربلا

مجنون شوم به حالت لیلا در آن زمان

کز کین شهید شد علی اکبر به کربلا

در بر کشید مشک خطان را ز بس همی

ز آنروی خاک گشته معطر به کربلا

یا رب به آه و نالهٔ دلهای دردناک

ما را نصیب کن که در آنجا شویم خاک

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۳قوت اگر نیستت ز شیر و شکر
  2. شمارهٔ ۴زلفکان تومگر عطارند
  3. شمارهٔ ۵ز زلف بی‌قرار یار دارم دل پریشان‌تر
  4. شمارهٔ ۶رود خون امسال شد جاری به فارس
  5. شمارهٔ ۷به گلشن شد وزان باد خزانم
  6. شمارهٔ ۸بس که ای زلف عنبرین موئی
همه‌ی متفرقات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.