پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

متفرقات

شمارهٔ ۷

به گلشن شد وزان باد خزانم

شکست افسوس شاخ ارغوانم

مرا رخ سرخ‌تر از ارغوان بود

شد از غم زردتر از زعفرانم

مگر روئینه تن اسفندیارم

که از شش سو جهان شد هفت‌خوانم

هنوزم زندگانی برقرار است

عجب سنگین دلم بس سخت جانم

چنان گردیده‌ام زار و پریشان

که سر از پا و پا از سر ندانم

چنان کاهیده جسمم از غم و درد

که خود از هستی خود در گمانم

رسد هر لحظه از درد جدایی

به گوش چرخ بانگ الامانم

نه روز از گریه‌ام دارد کس آرام

نه شب کس را برد خواب از فغانم

گلستان چون شود فصل زمستان

ز حالم چند پرسی آنچنانم

ز درد و غصه جانم بر لب آمد

ز پی صبح امیدم را شب آمد

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.