پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

متفرقات

شمارهٔ ۴

زلفکان تومگر عطارند

کاینهمه مشک به دامان دارند

مشت موئی نه فزونند از بو

گوئی از مشک دو صد خروارند

گر بگوئیم که مشکند خطاست

که به هر تار دوصدتاتارند

شب هجران تو یا بخت منند

که چنین تیره بدین سان تارند

شرح آشفتگی حال مرا

از ازل تا به ابد طومارند

اوفتندت ز یمین و ز یسار

گاه چون رشته گهی زنارند

نوشدارو طلبند از لب تو

مگرازعشق رخت بیمارند

از درازی چو شب یلدایند

وز سیاهی چو دل کفارند

برده اند از کف خلقی دل ودین

بوالعجب حیله گر وسحارند

گر نه طاووس چرا در خلدند

گر سمندر نه چرا در نارند

گرنه عقرب زچه در جولانند

ورنه افعی ز چه پر آزارند

گزنه دزدند چرا دربندند

از چه لرزند نه گر عیارند

گرنه مشکند چرا مشک افشان

ورنه عنبر ز چه عنبر بارند

مارکانند که در بستانند

زاغکانند که درگلزارند

زنگیانند که از زنگ به روم

ارمغان در بر قیصر آرند

یادو هندوست که در باغ ارم

گاه گلچین وگهی گلکارند

گنج حسن است رخ وزلفینت

زده چنبر به سرش چون مارند

پی تاراج دل وغارت دین

سپه حسن تو را سالارند

سر ز ایشان مبر ای یار ارچه

سرکش وراهزن و طرارند

که غلامی ز غلامان شهند

سایه افکن به سر مهر ومهند

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۶رود خون امسال شد جاری به فارس
  2. شمارهٔ ۷به گلشن شد وزان باد خزانم
  3. شمارهٔ ۸بس که ای زلف عنبرین موئی
همه‌ی متفرقات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.