پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

قطعات

شمارهٔ ۲۱ - قطعه

بگو به صاحب دیوان که صاحب ایمان شو

گمان مکن که برد گندم آنکه جوکارد

خبر زحالت انباردار خود داری

که او چه بر سر بیچاره خلق می آرد

تو رحم کن اگر او را به دل نباشد رحم

ولیک در دل تو رحم ره کجا دارد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۳ - قطعهآنکه منکر گشت در حق علی منگر بدو
  2. شمارهٔ ۲۴ - قطعهکو مشیرالملک تا بیندچه سان
  3. شمارهٔ ۲۵ - معماچار حرف است نام دلبر من
  4. شمارهٔ ۲۶ - قطعهآخر کار چون بود مردن
  5. شمارهٔ ۲۷ - قطعهببین که معتمدالدوله میرود از فارس
  6. شمارهٔ ۲۸ - قطعهمشورت کردم از خرد که نهم
  7. شمارهٔ ۲۹ - قطعهای امیری که چون تو در بخشش
  8. شمارهٔ ۳۰ - قطعهآنچنان تنگ گشته دل به برم
همه‌ی قطعات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.