پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۳

به روی عالم‌آرا گر نقاب زلف درپیچد

بیاض صفحهٔ ‌کافور را در مشک تر پیچد

گهی چون طفل اشک‌من درآغوش نگه غلتد

گهی چون سبزهٔ ‌مژگان به ‌دامان نظر پیچد

اگر گویم ز زلف خود رهایی ده دل ما را

چو زلف‌خود سر هر مو ز صدجا بیشترپیچد

به ‌گاه خنده شکّر ریزد از چاک دل ‌گوهر

به وقت خامشی موج‌ گهر را درشکر پیچد

نخیزم چون غبار از راه او بیدل که می‌ترسم

عنان توسن ناز از طریق مهر درپیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳۵حسرتی در دل از آن لاله قبا می‌پیچد
  2. غزل شمارهٔ ۹۳۶به سرم شور تمنای تو تا می‌پیچد
  3. غزل شمارهٔ ۹۳۷فریب جاه مخور تا دل تو تنگ نگردد
  4. غزل شمارهٔ ۹۳۸جنون جولانی‌ام هرجا به‌وحشت رهنماگردد
  5. غزل شمارهٔ ۹۳۹دل اگر محو مدعا گردد
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۰جنون بینوایان هرکجا بخت‌آزما گردد
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۱هرچه آنجاست چو آنجا روی‌اینجاگردد
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۲همین دنیاست کانجامش قیامت پرده‌در گردد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.