پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۵

حسرتی در دل از آن لاله قبا می‌پیچد

که چودستار چمن بر سر ما می‌پیچد

نبض هستی چقدرگرم تپش پیمایی‌ست

موی آتش زده بر خویش چها می‌پیچد

تا نفس هست حباب من و جولان هوس

نیست آرام سری را که هوا می‌پیچد

چه زمین و چه فلک ‌گوشهٔ زندان دل است

ششجهت ‌کلفت این تنگ فضا می‌پیچد

نالهٔ ما به چه تدبیر تواند برخاست

همچو نی صد گره اینجا به عصا می‌پیچد

ناتوانی ‌که به جز مرگ ندارد سپری

به چه امید سر از تیغ قضا می‌پیچد

استخوان‌بندی اوهام ز بس بی‌مغز است

آرزوها همه بر بال هما می‌پیچد

صورخیزست ندامت ز شکست دل ما

که بساط دو جهان را به صدا می‌پیچد

عبرت مرگ کسان سلسلهٔ خجلت ماست

رشته از هرکه شود باز به ما می‌پیچد

قدرت افسانهٔ ابرام نخواهد بیدل

نفس ازبی‌اثریها به دعا می‌پیچد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳۷فریب جاه مخور تا دل تو تنگ نگردد
  2. غزل شمارهٔ ۹۳۸جنون جولانی‌ام هرجا به‌وحشت رهنماگردد
  3. غزل شمارهٔ ۹۳۹دل اگر محو مدعا گردد
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۰جنون بینوایان هرکجا بخت‌آزما گردد
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۱هرچه آنجاست چو آنجا روی‌اینجاگردد
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۲همین دنیاست کانجامش قیامت پرده‌در گردد
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۳بر دستگاه اقبال کس خیره‌سر نگردد
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۴دل تا به‌کی‌ام جز پی آزار نگردد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.