پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۹

دل اگر محو مدعا گردد

درد در کام ما دوا گردد

طعمهٔ درد اگر رسد در کام

هرمگس همسر هما گردد

محو اسرار طرهٔ او را

رگ گل دام مدعا گردد

گر سگالد وداع سلک هوس

گره دل‌ گهرادا گردد

گسلد گر هوس سلاسل وهم

کوه و صحرا همه هوا گردد

محوگردد سواد مصرع سرو

مدّ آهم اگر رسا گردد

ما و احرام آه دردآلود

هم هواگرد را عصاگردد

دل آسوده کو؟ مگر وسواس

گره آرد که دام ما گردد

در طلوع‌ کمال بیدل ما

ماه در هالهٔ سها گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۱هرچه آنجاست چو آنجا روی‌اینجاگردد
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۲همین دنیاست کانجامش قیامت پرده‌در گردد
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۳بر دستگاه اقبال کس خیره‌سر نگردد
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۴دل تا به‌کی‌ام جز پی آزار نگردد
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۵به عبرت سرکشان را موی پیری رهنمون‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۶به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگردد
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۷در این ‌گلشن ‌کدامین شعله با این تاب می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۸سیه مستی به دور ساغرت بیتاب می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.