پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۵

به عبرت سرکشان را موی پیری رهنمون‌گردد

زند خاکسترش دامن‌که آتش سرنگون‌گردد

ز خودداری عبث افسردگیها می‌کشد فطرت

اگر تغییر رنگی‌ گل‌ کند باغ جنون ‌گردد

گرانی نیست اسباب جهان دوش تجرد را

الف با هرچه آمیزد محال است اینکه نون‌ گردد

جهانی شکند جان لیک جز عبرت‌که می‌داند

که سقف خانهٔ فرهاد آخر بیستون‌گردد

جگرها می‌گدازیم و نداریم از طلب شرمی

که بهر دانه‌ای چند آسیای ما به خون‌گردد

غریق عالم آبیم لیک از الفت هستی

بر این دریا پل آراید قدح‌ گر واژگون گردد

طبیعت بدلجام افتاد ازکم‌همتی‌هایت

تو فارس نیستی ورنه چرا مرکب حرون ‌گردد

مطیع عالم ناچیز نتوان دید همت را

ترحمهاست بر مردی‌ که حیزی را زبون‌ گردد

ز افراط تعین رونق حسن غنا مشکن

دمد کم‌رنگی از باغی‌ که آب آنجا فزون‌ گردد

فروغ می چه رنگ انشاکند از چهرهٔ زنگی

زگال تیره روز آتش خورد تا لاله‌گون‌ گردد

ندامتها ز ابرام نفس دارم‌که هر ساعت

بود در دل صد امید و به نومیدی برون‌ گردد

به افسون بقا عمریست آفت می‌کشم بیدل

ازین جوی ندامت خورده‌ام آبی‌ که خون ‌گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۷در این ‌گلشن ‌کدامین شعله با این تاب می‌گردد
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۸سیه مستی به دور ساغرت بیتاب می‌گردد
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۹نگه ز روی تو تا کامیاب می‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۹۵۰چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار می‌گردد
  5. غزل شمارهٔ ۹۵۱ساغرم بی‌ تو داغ می ‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۹۵۲به هرجا ساز غیرت انفعال آهنگ می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۹۵۳ز انداز نگاهت فتنه برق آهنگ می‌ گردد
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۴به اندک شوخیی بنیاد تمکین‌کنده می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.