پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴۱

هرچه آنجاست چو آنجا روی‌اینجاگردد

چه خیال است‌ که امروز تو فردا گردد

در مقامی‌ که بود ترک و طلب امکانی

رو به دنیاست همان گرچه ز دنیا گردد

جمع شو ، مرکز نه دایرهٔ چرخ برآ

قطره چون فال‌ گهر زد دل دریا گردد

رستن از پیچ و خم رشتهٔ آمال‌ کراست

بگسلی از دو جهان تا گرهی وا گردد

نور دل درگرو کسب قبول سخن است

به نفس‌ گو چه دهد سنگ‌ که مینا گردد

سن بی‌ سر و پا تفرقهٔ ساز حیاست

آب چون بر در فواره زد اجزا گردد

طور مستان نکشد تهمت تغییر وفا

خط ساغر چه خیال است چلیپا گردد

عجز تقریر من آخر به اشارات کشید

ناله چون راه نفس‌ گم کند ایما گردد

نامهٔ رمز نفس در پر عنقا بربند

سر این رشته نه جایی‌ست‌که پیداگردد

کعبه و دیر مگو گرد تو گشتیم بس است

آسیا نیست سر شوق‌ که هر جا گردد

گوهر آزادگی موج نخواهد بیدل

سر چو گردید گران آبلهٔ پا گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴۳بر دستگاه اقبال کس خیره‌سر نگردد
  2. غزل شمارهٔ ۹۴۴دل تا به‌کی‌ام جز پی آزار نگردد
  3. غزل شمارهٔ ۹۴۵به عبرت سرکشان را موی پیری رهنمون‌گردد
  4. غزل شمارهٔ ۹۴۶به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگردد
  5. غزل شمارهٔ ۹۴۷در این ‌گلشن ‌کدامین شعله با این تاب می‌گردد
  6. غزل شمارهٔ ۹۴۸سیه مستی به دور ساغرت بیتاب می‌گردد
  7. غزل شمارهٔ ۹۴۹نگه ز روی تو تا کامیاب می‌گردد
  8. غزل شمارهٔ ۹۵۰چو شمع از عضو عضوم آگهی سرشار می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.