پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۳۱

تو کار خویش کن اینجا تویی در من نمی‌گنجد

گریبان عالمی دارد که در دامن نمی‌گنجد

گرفتم نوبهاری پیش خود نشو و نما سرکن

بساط‌آرایی ناز تو در گلخن نمی‌گنجد

چو بوی گل وداع کسوت هستی‌ست اظهارت

سر مویی اگر بالی به پیراهن نمی‌گنجد

به یکتایی‌ست ربطی تار و پود بی‌نیازی را

که در آغوش چاک اینجا سر سوزن نمی‌گنجد

بساط ماجرای سایه و خورشید طی‌ کردم

در آن خلوت که او باشد، خیال من نمی‌گنجد

غرور هستی‌ و فکر حضور حق خیال است این

سری در جیب آگاهی به این ‌گردن نمی‌گنجد

برون‌ تاز است عشق از دامگاه وهم جسمانی

تو چاهی درخور خود کنده‌ای بیژن نمی‌گنجد

ز پرواز غبار رنگ و بو آواز می‌آید

که بال‌افشانی عنقا در این گلشن نمی‌گنجد

تو در آغوش ‌بی‌پروای دل‌ گنجیده‌ای ورنه

در این دقت‌سرا امید گنجیدن نمی‌گنجد

ببند از خویش ‌چشم و جلوهٔ مطلق ‌تماشا کن

که حسنی داری و در پردهٔ دیدن نمی‌گنجد

درشتی‌های طبع از عشق گردد قابل نرمی

به غیر از سعی آتش آب در آهن نمی‌گنجد

دل آگاه از هستی نبیند جز عدم بیدل

به غیر از عکس در آیینه روشن نمی‌گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۳۳به روی عالم‌آرا گر نقاب زلف درپیچد
  2. غزل شمارهٔ ۹۳۴نه با سازهوس جوشد نه برکسب هنرپیچد
  3. غزل شمارهٔ ۹۳۵حسرتی در دل از آن لاله قبا می‌پیچد
  4. غزل شمارهٔ ۹۳۶به سرم شور تمنای تو تا می‌پیچد
  5. غزل شمارهٔ ۹۳۷فریب جاه مخور تا دل تو تنگ نگردد
  6. غزل شمارهٔ ۹۳۸جنون جولانی‌ام هرجا به‌وحشت رهنماگردد
  7. غزل شمارهٔ ۹۳۹دل اگر محو مدعا گردد
  8. غزل شمارهٔ ۹۴۰جنون بینوایان هرکجا بخت‌آزما گردد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.