پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۲

غم فراق چه و حسرت وصال تو چیست

تو خود تویی به‌ کجا رفته‌ای خیال تو چیست

جهات دهر یک آغوش انس دارد و بس

به جز سیاهی مژگان رَم غزال تو چیست

محیط عشق ندامت‌گهر نمی‌باشد

جز این عرق ‌که تو پیدایی انفعال تو چیست

به عالم کُرَوی شش‌جهت مساوات است

چو آفتاب بقایت چه و زوال تو چیست

به پیچ و تاب چو شمع از خودت برآمدنی است

درین حدیقه دگر ر‌یشهٔ نهال تو چیست

مآل شاه و گدا ناامیدی‌ است اینجا

شکستگی هوسی چینی و سفال تو چیست

گذشت عمر به پرواز وَهم عنقایت

دمی به‌خود نرسیدی‌ که زیر بال تو چیست

به روی پرتو مهر از خرام سایه مپرس

تأملی‌ که درین عرصه پایمال تو چیست

جهان مطلقی از فهم خود چه می‌خواهی

به علم اگر همه‌‌گردون شدی ‌کمال تو چیست

نبودی‌ آمده‌ای‌ نیستی و می‌آیی

نه ماضی‌ای و نه مستقبلی‌ است حال تو چیست

به وهم چشمه چو آیینه خون مخور بیدل

نمی برون نتراویده‌ای زلال تو چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۴حضورکلبهٔ فقر از تکلفات بری‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۷۱۵خودنماییها کثافت جوهریست
  3. غزل شمارهٔ ۷۱۶درگلستانی‌که دل را با اشاراتش سری‌ست
  4. غزل شمارهٔ ۷۱۷تا به مطلوب رسیدن‌کاریست
  5. غزل شمارهٔ ۷۱۸درین‌گلشن دو روزت خنده‌کاریست
  6. غزل شمارهٔ ۷۱۹به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازی‌ست
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۰در پیچ‌وتاب‌ِ گیسو تا شانه را عروسی‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۱امروز دور صحبت وقف ستم ایاغی‌ست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.