پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۷

تا به مطلوب رسیدن‌کاریست

قاصدان دوری ره طوماریست

مپسندید درازی به نفس

که زبان تا نگزد لب‌، ماریست

بوی گل تشنهٔ تألیف وفاست

غنچهٔ پاس نفس بیماریست

کو وفا تاکسی آگاه شود

که محبت به‌گسستن تاریست

آن مژه سخت تغافل دارد

نخلیده به دل ما خاریست

داغ سودا نتوان پوشیدن

شمع راگل به سر بازاریست

موی ژولیده دماغت نرساند

ورنه سر نیز همان دستاریست

اگر این است دماغ طاقت

بر سرم سایهٔ گل‌کهساریست

قصهٔ عجز شنیدن دارد

در شکست پر ما منقاریست

مژه تهمت‌کش اشک آن‌همه‌نیست

بزم صحبت قدح سرشاریست

غافل از نشئهٔ این بزم مباش

خط پیمانه گریبان‌واریست

ندهی دامن تسلیم از دست

گردن ما ز بلندی داریست

خضر توفیق بلد می‌باید

جبهه تا سجده ره همواریست

چند موهومی خود را شمرم

عدد ذره‌کم بسیاریست

بیدل از قید خودم هیچ مپرس

دامن سایه ته دیواریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱۹به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازی‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۰در پیچ‌وتاب‌ِ گیسو تا شانه را عروسی‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۱امروز دور صحبت وقف ستم ایاغی‌ست
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۲چمن امروز فرش منزل‌ کیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۳ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۴سرو بهار جلوه قد دلستان‌ کیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۵موج جنون می‌زند، اشک پریشان ‌کیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۶وحشی صحرای حسن نرگس فتان ‌کیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.