پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۱

امروز دور صحبت وقف ستم ایاغی‌ست

قلقل ترنگ میناست از بسکه نشئه باغی‌ست

الزام و انفعال است شرط وفاق احباب

دلبستگی‌که دارند با یکدگر جناغی‌ست

از طبع نکته‌سنجان انصاف‌کرده پرواز

از بسکه خرده‌گیرند تحسینشان‌کلاغی‌ست

در دوستان شکایت هنگام گرم دارد

هرجاخموشیی‌هست‌از شکوه‌بی‌دماغی‌ست

نی دل حضور دارد، نی دیده نور دارد

سامان این شبستان کوری و بی‌چراغی‌ست

تا دل الم نچیند ازکینه محترز باش

گر تلخی از حلاوت‌گل‌کرد میوه داغی‌ست

مشکل دماغ سودا آزادگی نخواهد

داغ هوای صحراست هرچند ‌لاله باغی‌ست

زین جستجوی باطل بر هرچه وارسیدم

دیدم به دوش انفاس بار عدم سراغی‌ست

بیدل من جنون‌کش درحسرت دل جمع

ازهرکه‌چاره‌جستم‌گفت‌این‌مرض‌دماغی‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۳ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیست
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۴سرو بهار جلوه قد دلستان‌ کیست
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۵موج جنون می‌زند، اشک پریشان ‌کیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۶وحشی صحرای حسن نرگس فتان ‌کیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۷دل گرم من آتشخانهٔ‌کیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۸سرشکم نسخهٔ دیوانهٔ کیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۹دل را به خیال خط او سیر فرنگیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۳۰صفای حال ما مغشوش رنگیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.