پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱۸

درین‌گلشن دو روزت خنده‌کاریست

مبادا غره‌گردی گل بهاری‌ست

برافشان بر هوس دامان‌و بگذر

که در جیب نفس نقد نثاری‌ست

هم از بست وگشاد چشم دریاب

که اجزای جهان لیل و نهاری‌ست

ودیعتها ز سر باید اداکرد

به ره‌گر پاگذاری حقگزاری‌ست

حریف پاکبازان وفا باش

که جز سر هرچه بازی بدقماری‌ست

به‌صد دست حمایت بایدت سوخت

چراغ زندگی یک سر چناری‌ست

ز خاکستر امان می‌جوید آتش

چوهستی‌باکفن‌جوشد حصاری‌ست

هنوزت دیده کم دارد سفیدی

زمان وصل یوسف انتظاری‌ست

حذر، ای شمع از این محفل‌که اینجا

بقدر سر بریدن سرشماری‌ست

من و ما نسخهٔ تحقیق هستی

خطی داردکه آن لوح مزاری‌ست

جهان مجنون سودای نقاب است

ازین غافل که لیلی بی‌عماری‌ست

مباشید از خواص جاه غافل

بجنگید ای خروس‌آن‌، تاجداری‌ست

وقار پیری ازگردون مجویید

که طفلی عاشق دامن‌سواری‌ست

چه فقر وکو غنا عام است رحمت

ز خشک‌وتر مگو‌چشمه‌ساری‌ست

غبارت چون سحرگر اوج‌گیرد

فلکها پایمال خاکساری‌ست

به هستی‌بیدل‌مفلس‌چه‌لافد

ز قلقل شیشهٔ بی‌باده عاری‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲۰در پیچ‌وتاب‌ِ گیسو تا شانه را عروسی‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۷۲۱امروز دور صحبت وقف ستم ایاغی‌ست
  3. غزل شمارهٔ ۷۲۲چمن امروز فرش منزل‌ کیست
  4. غزل شمارهٔ ۷۲۳ای صبح گرد ناز تو از کاروان کیست
  5. غزل شمارهٔ ۷۲۴سرو بهار جلوه قد دلستان‌ کیست
  6. غزل شمارهٔ ۷۲۵موج جنون می‌زند، اشک پریشان ‌کیست
  7. غزل شمارهٔ ۷۲۶وحشی صحرای حسن نرگس فتان ‌کیست
  8. غزل شمارهٔ ۷۲۷دل گرم من آتشخانهٔ‌کیست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.