پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۱

موج هرجا، در جمعیت‌گوهر زده است

تب حرص است‌که ازضعف به بستر زده است

غیر چشم طمع آیینهٔ محرومی نیست

حلقه بر هر دری‌، این قفل‌، مکرر زده است

محو گیرید خط و نقطهٔ این نسخهٔ وهم

همه جا کاغذ آتش زده مسطر زده است

از پریشان‌نظری‌، چاره محال است اینجا

سنگ بر آینهٔ ما دل ابتر زده است

عقل داغ است ز پاس ادب انسانی

جهل بیباک به عالم لگد خر زده است

غفلت دل‌، درکیفیت‌ بینش نگشود

پنبه شیشهٔ ما مهر به ساغر زده است

خودنمای هوس پوچ نخواهی بودن

بر در آینه زین پیش سکندر زده است

ناگزیریم ز وحشت همه چون شمع و سحر

خط پیشانی ما دا‌من ما برزده است

تا فنا هستی ما را ز تپش نیست ‌گزیر

چه توان کرد نفس حلقه بر این در زده است

نارسایی به ‌کجا زحمت فریاد برد

مژه هر دست که برداشته بر سر زده است

شاید از سعی عرق نامهٔ من پاک شود

که جبین ساغر امید به کوثر زده است

بر نمی‌آیم‌ ازین محفل جانکاه چو شمع

فرش خاک است همان رنگم اگر پر زده است

صد غلط می‌خورم از خویش به یک سایهٔ مو‌

ناتوانی چقدر بر من لاغر زده است

از دو عالم به درم برد به خاک افتادن

نفس سوخته بر وحشت دیگر زده است

ناخدا لنگر تدبیر به توفان افکن

کشتی خو‌یش قلندر به ‌کمر بر زده است

از تحیرکده ی عالم عنناست حباب

هیچ بودن همه از بیدل ما سر زده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۳باز سرگرمی نظاره به سامان شده است
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۴جایی که نه فلک ز حیا سر فکنده است
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۵شور استغنای عشق از حسرت دل بوده است
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۶رنگ خون گلجوش زخم تیغ گلچین بوده است
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۷سرنوشت روی‌ جانان خط مشکین بوده است
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۸تا حیرت خرام تو سامان دیده است
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۹تا ز آغوش‌وداعت داغ حیرت‌چیده است
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۰جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.