پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۷

سرنوشت روی‌ جانان خط مشکین بوده است

کاروان حسن را نقش قدم این بوده است

ما اسیران‌؛ نوگرفتار محبت نیستیم

آشیان طایر ما چنگ شاهین‌ بوده است

غافل از آواره ‌گردیهای اشک ما مباش

روزگاری این بنات النعش، پروین بوده است

راست ناید با عصای زهد سیر راه عشق

این بساط شعله خصم پای چوبین بوده است

شوخی اشکم مبیناد آفت پژمردگی

این بهار بیکسی تا بود رنگین بوده است

عقده سر، از تنم بی‌تیغ قاتل وانشد

باد صبح غنچهٔ من دست‌ گلچین بوده است

دل مصفا کردم و غافل‌ که در بزم نیاز

صاحب آیینه گشتن کار خودبین بوده است

پشت دست آیینه با دندان جوهر می‌گزد

سایهٔ‌دیوار حیرت سخت‌سنگین‌بوده است

غنچه گردیدیم و گلشن در گریبان ریختیم

عشرت سربسته از دل‌های غمگین بوده است

بیدل آن ‌اشکم‌ که عمری در بساط حیرتم

از حریر پرده‌های چشم بالین بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۹تا ز آغوش‌وداعت داغ حیرت‌چیده است
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۰جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۱در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۲بازم به دل نوید صفایی رسیده است
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۳جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۴عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۵واژگونی بسکه با وضعم قرین‌کردیده است
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۶هرکجا دستت برون از آستین‌گردیده است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.