پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴

جایی که نه فلک ز حیا سر فکنده است

چون گل چمن دماغی اقبال خنده است

دیدیم دستگاه غرور سبکسران

سرمایهٔ کلاه همه پشم کنده است

منصوبهٔ خرد همه را مات وهم کرد

زین عرصه خاکبازی طفلان برنده است

از خاک برنداشت فلک هر قدَر خمید

باری‌که پیری از خم دوشم فکنده است

بر عیب خلق خرده نگیرند محرمان

ای بی‌خبر من و تو خدا نیست بنده است

ناموس احتیاج به همت نگاهدار

دست تهی جنون گریبان‌درنده است

تا تیشه‌ات به پا نخورد ژاژخا مباش

دندان دمی که پیش فتد لب‌گزنده است

از یأس مدعا ره آرام رفته گیر

این‌دشت‌، تختهٔ کف افسوس رنده است

ما را مآل کار طرب بی‌دماغ کرد

بوی گل چراغ در این بزم گنده است

بیدل مباش غرهٔ سامان اعتبار

هرچند رنگ بال ندارد پرنده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۶رنگ خون گلجوش زخم تیغ گلچین بوده است
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۷سرنوشت روی‌ جانان خط مشکین بوده است
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۸تا حیرت خرام تو سامان دیده است
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۹تا ز آغوش‌وداعت داغ حیرت‌چیده است
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۰جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۱در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۲بازم به دل نوید صفایی رسیده است
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۳جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.