پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۵

شور استغنای عشق از حسرت دل بوده است

کوس ارباب‌ِ کَرم فریاد سایل بوده است

چشم غفلت‌پیشه را افسردگی امروز نیست

مشت خاک ما به هر جا بود کامل بوده است

در گرفتاری رسا شد نشئهٔ پرواز من

بالِ آزادی چو سروم پای در گل بوده است

موج تا در جنبش آید می‌رود از خود حباب

گرد بال‌افشانی رنگم همین دل بوده است

شد تپیدن جادهٔ سرمنزل آسایشم

آشیان عیش زیر بال بسمل بوده است

غافلم دارد ز دریا لاف بینش چون حباب

پردهٔ چشمی به چندین جلوه حایل بوده است

کرد آخر واصل بزم تو از خود رفتنم

سایه را در خانهٔ خورشید منزل بوده است

قالب افسردهٔ ما را در غبار وهم سوخت

غرقهٔ بحری که ما بودیم ساحل بوده است

دفتر امکان ز بیکاری ندارد صفحه‌ای

پردهٔ چشم غلط‌بین فرد باطل بوده است

گر فنا خواهم غم قطع امیدم می‌کشد

مرگ هم چون زندگانی بی‌ تو مشکل بو‌ده است

چون نفس آیینهٔ دل هم ثبات ما نداد

حیف‌ِ نقش ما که در هر صفحه‌ زایل‌ بوده است

بیخودی‌ کرد از حضور لیلیِ دل غافلم

ورنه هر اشکی که رفت از دیده محمل بوده است

نیست نیرنگی‌ که نقش اعتبار خاک نیست

نیست‌گردیدن به‌ صد هستی مقابل بوده است

امتدادِ عمرْ بیدل سختی از طبعم ربود

گردشِ سال آسیای دانهٔ دل بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۷سرنوشت روی‌ جانان خط مشکین بوده است
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۸تا حیرت خرام تو سامان دیده است
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۹تا ز آغوش‌وداعت داغ حیرت‌چیده است
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۰جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۱در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۲بازم به دل نوید صفایی رسیده است
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۳جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۴عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.