پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۷

نیک و بدم از بخت بدانجام سفید است

چندان‌ که سیاه است نگین نام سفید است

سطری ننوشتم که نکردم عرق از شرم

مکتوب من از خجلت پیغام سفید است

بر منتظران صرفه ندارد مژه بستن

در پرده همان دیدهٔ بادام سفید است

ای غره ی جاه این همه اظهار کمالت

حرفی چو مه نو ز لب بام سفید است

بر اهل صفا ننگ ‌کدورت نتوان بست

این شیر اگر پخته وگر خام سفید است

ناصافی دل آینه‌ ی وصل نشاید

ای بیخردان جامهٔ احرام سفید است

پوچ است تعلق چو ز مو رفت سیاهی

در پینه‌ کنون رشتهٔ این دام سفید است

صبحی به سیاهی نزد از دامن این دشت

چندان که نظر کار کند شام سفید است

از چرخ کهن درگذر و کاهکشانش

فرسودگیی از خط این جام سفید است

از خویش برآ منزل تحقیق نهان نیست

صد جاده درین‌دشت به یک گام سفید است

چون دیدهٔ قربانی‌ات از ترک تماشا

بیدل همه جا بستر آرام سفید است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹خاک غربت‌کیمیای مردم نیک اختر است
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۰خاموشی‌ام جنونکدهٔ شور محشر است
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۱در تپش‌آباد دهر حیرت دل لنگر است
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۲دوری منزلم از بسکه ندامت اثر است
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۳شعلهٔ بی‌بال وپر سجده گر اخگر است
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴وحشت مدعا جنون ثمر است
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵به خوان لذت دنیا گزند بسیار است
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶اشک یک لحظه به مژگان بار است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.