پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۵

هرچه از مدت هست و بود است

دیرها پیش خرام زود است

نفی ات اثبات حقیقت دارد

خاک گشتن همه جا موجود است

اگر از بندگی آگاه شوی

هر طرف سجده کنی ، معبود است

چشم شبنم همه اشک است اینجا

بوی این ‌گلشن عبرت دود است

رنگ این باغ شکستی دارد

برگ گل دامن چین‌آلود است

خود فروشی اگرت مطلب نیست

به شکست آینه دادن جود است

بی‌تکلف به هوس باید سوخت

چوب تعلیم محبت‌ عود است

سرخط حسن‌ که دارد امروز

لوح آیینه بهاراندود است

آنکه آن سوی جهاتش خوانی

تا تو محو جهتی محدود است

بیدل از ظاهر و مظهر بگذر

جلوه‌ تا آینه‌ نامشهود است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۷نیک و بدم از بخت بدانجام سفید است
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸تا نفس باقی است دردل ر‌نگ‌کلفت مضمراست
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹خاک غربت‌کیمیای مردم نیک اختر است
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۰خاموشی‌ام جنونکدهٔ شور محشر است
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۱در تپش‌آباد دهر حیرت دل لنگر است
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۲دوری منزلم از بسکه ندامت اثر است
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۳شعلهٔ بی‌بال وپر سجده گر اخگر است
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۴وحشت مدعا جنون ثمر است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.