پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۸

ز آهم نخل حسرت شعله بالاست

چراغ مرده را آتش مسیحاست

به خاموشی سر هر مو زبانی‌ست

ز حیرت جوهر آیینه‌گویاست

دل فرهاد آب تیغ‌ کوه است

سر مجنون گل دامان صحراست

رموز دل توان خواند از جبینم

مثال هرکس از آیینه پیداست

زبان لال‌است‌، حیرانم‌جه می‌گفت

طلب‌ خون‌ شد نمی‌دانم چه می‌خواست

مشو غافل ز رمز هستی من

شکست این حباب آغوش دریاست

بساط حیرت آیینه داریم

جبین عجز فرش خانهٔ ماست

نه‌تنها ما و تو داغ جنونیم

فلک هم حلقه‌ای از دود سوداست

جهان نیرنگ حسن بی‌نشانیست

اگر آیینه گردی سادگیهاست

هوس تعبیری خواب امل چند

ز فرصت غافلی امروز فرداست

درین محفل گداز اشک شمعیم

نشاط از هرکه باشدکاهش از ماست

به دریای الم بیدل حبابیم

بنای ما به آب دیده برپاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۰سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۱شوخی‌انداز جرأتها ضعیفان را بلاست
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۲شوق تا گرم عنان نیست فسردن برجاست
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۳صد هنر در پرده دل فرش اقبال صفاست
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۴عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاست
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۵غفلت از عاقبت عقوبت‌زاست
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۶فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۷کام همت اگر انباشتهٔ ذوق خفاست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.