پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۹

زندگی سد ره جولان ماست

خاک ما گل‌ کردهٔ آب بقاست

با چنین بی‌دست و پایی‌های عجز

بسمل ما را تپیدن خونبهاست

هرکجا سرو تو جولان می‌کند

چشم ما چون طوق قمری نقش پاست

خاک گشتیم و همان محو توایم

آینه ‌رفت ز خود و حیرت به جاست

مفت راحت‌گیر نرمی‌های طبع

سنگ چون گردد ملایم مومیاست

شکوه سامانند، بی‌مغزان دهر

مایهٔ جام از تهیدستی صداست

این صدف‌ها یک قلم بی‌گوهرند

عالمی دل دارد اما دل کجاست

از ضعیفی ، صید مایوس مرا

حلقهٔ فتراک محراب دعاست

در شرر آیینهٔ اشیا گم است

ابتدای هرچه بینی انتهاست

باید اول گام از هستی گذشت

جاده دشت محبت اژدهاست

می‌فزاید وحشت‌انداز کمند

ناله در نایابی مطلب رساست

یاد روی کیست عید گریه‌ا‌م

طفل اشکم صد چمن رنگین‌قباست

گل‌فرو‌ش نازم از بی‌حاصلی

پنجهٔ بیکار دایم در حناست

بیدل از آفت‌نصیبان دلیم

خون شدن معراج طاقت‌های ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۳۱شوخی‌انداز جرأتها ضعیفان را بلاست
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۲شوق تا گرم عنان نیست فسردن برجاست
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۳صد هنر در پرده دل فرش اقبال صفاست
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۴عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاست
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۵غفلت از عاقبت عقوبت‌زاست
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۶فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۷کام همت اگر انباشتهٔ ذوق خفاست
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۸گرد اندوه دلم دام تماشای صفاست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.