پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۷

رفتن عمر ز رفتار نفسها پیداست

وحشت موج‌ ، تماشای خرام دریاست

گردبادی که به خود دودصفت می پیچد

نفس سوختهٔ سینهٔ چاک‌ صحراست

جوهر آینه افسرده ز قید وطن است

عکس راگرد سفرآب رخ نشو و نماست

ازگهر موج محال است تراود بیرون

گره تار نظر چشم حیاپیشهٔ ماست

قطع سررشتهٔ پرواز طلب نتوان‌کرد

بال اگر سلسله کوتاه کند ناله‌ رساست

نرگس مست تو را در چمن حسن ادا

می شوخی همه در ساغر لبریز حیاست

بس که بی‌آبله گامی نشمردم به رهت

آب آیینه ز نقش قدمم چهره‌گشاست

اعتبار به خود آتش زدنم سهل مگیر

قد شمع از همه‌کس یک سر و گردن بالاست

ای تمنا مکن از خجلت جولان آبم

عمرها شد چوگهر قطرهٔ من آبله‌پاست

هیچکس نیست زباندان خیالم بیدل

نغمهٔ پرده دل از همه آهنگ جداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۹زندگی سد ره جولان ماست
  2. غزل شمارهٔ ۴۳۰سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست
  3. غزل شمارهٔ ۴۳۱شوخی‌انداز جرأتها ضعیفان را بلاست
  4. غزل شمارهٔ ۴۳۲شوق تا گرم عنان نیست فسردن برجاست
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۳صد هنر در پرده دل فرش اقبال صفاست
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۴عشرت‌فروز انجمن هستی‌ام حیاست
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۵غفلت از عاقبت عقوبت‌زاست
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۶فضای وادی امکان پر از غبارِ فناست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.