پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۳

ای عدم‌پرورده لاف هستی‌ات جای حیاست

بی‌نشانی را نشان فهمیده‌ای تیرت خطاست

سایه را وهم بقا در عجز خوابانیده است

ورنه یک گام از خو‌دت آن‌سو جهان کبریاست

شبنم این باغ مژگانی ندارد در نظر

گر تو برخیزی ز خود برخاستن‌هایت عصاست

بی‌خمیدن از زمین نتوان گهر برداشتن

آنچه بردارد دلت زین خاکدان قد دوتاست

‌نقص بینایی‌ست کسب عبرت از احو‌ال مرگ

چشم اگر باشد غبار زندگی هم توتیاست

خودسری‌ها از مقام امن دور افتادن است

ناله تا انداز شوخی می‌کند از دل جداست

جز‌ فنا صورت نبندد اعتبار زندگی

گو بنالد یا به خود پیچد نفس جزو هواست

خیرها را جلوهٔ شر می‌دهد چرخ دورنگ

پشت کاغذ در نظر چپ می‌نماید نقش راست

بس که تنگی کرد جا بر خوان انعام فلک

میهمانان هوس را خوردن پهلو غذاست

اوج دولت سفله‌طبعان را دو روزی بیش نیست

خاک اگر امروز بر چرخ است فردا زیر پاست

نازنینان فارغ از آرایش مشاطه‌اند

حسن معنی را همان رنگینی معنی حناست

حرف سردی کوه تمکین را ز جا برمی‌کند

از نسیمی خانهٔ بی‌تابی دریا به پاست

عجز طاقت سد راه رفتن از خویشم نشد

بیدل از واماندگی سر تا به پای شمع‌ پاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۵خط لعلت غبار حیرت‌افزاست
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۶خیالی سد راه عبرت ماست
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۷رفتن عمر ز رفتار نفسها پیداست
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۸ز آهم نخل حسرت شعله بالاست
  5. غزل شمارهٔ ۴۲۹زندگی سد ره جولان ماست
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۰سایهٔ دستی اگر ضامن احوال ماست
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۱شوخی‌انداز جرأتها ضعیفان را بلاست
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۲شوق تا گرم عنان نیست فسردن برجاست
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.