پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲۰

خوشست از دور نذر محفل همصحبتان بوسی

جهان جز کنج تنهایی ندارد جای مأنوسی

فنا تعلیم هستی باش اگر راحت هوس داری

به فهم این لغت جز خاک‌ گشتن نیست قاموسی

نپنداری بود عشق از دل افسردگان غافل

شرر در پردهٔ هر سنگ دارد چشم جاسوسی

دو عالم محو خاکستر شد از برق تماشایت

چه شمع‌ست اینکه عرض پرتوش نگذاشت فانوسی

سجود سایه‌ام‌، امید اقبال دگر دارم

به خاک افتاده‌ام در حسرت اقبال پابوسی

چه اقبال است یارب مژدهٔ شمشیر قاتل را

که بوی خون ‌چکیدن در دماغم می‌زند کوسی

ز وحشت شعلهٔ من مژدهٔ خاکستری دارد

به استقبال بالم می‌رسد پرواز معکوسی

به صد چاک جگر آهی نجست از سینهٔ تنگم

در زندان شکست اما نشد آزاد محبوسی

نظر باز چراغان تأمل نیستی بیدل

شرار سنگ هم در بیضه پرورده‌ست طاووسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲۲که دم زند ز من و مادمی‌ که ما تو نباشی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲۳چو قارون ته خاک اگر رفته باشی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲۴ز چه ناز بال دعوی به فلک گشاده باشی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲۵گریک مژه چون چشم فراهم شده باشی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ز نفس اگر دو روزی به بقا رسیده باشی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲۷نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۲۸تا چند ناز غازه و رنج حنا کشی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲۹چه شد آستان حضور دل ‌که تو رنج دیر و حرم کشی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.