پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲۷

نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی

تو ز خود نرفته بیرون به کجا رسیده باشی

سرت ار به چرخ ساید نخوری فریب عزت

که همان کف غباری به هوا رسیده باشی

به هوای خودسری‌ها نروی ز ره‌ که چون شمع

سر ناز تا ببالد ته پا رسیده باشی

زدن آینه به سنگت ز هزار صیقل اولی

که به زشتی جهانی ز جلا رسیده باشی

خم طرهٔ اجابت به عروج بی‌نیازی‌ست

تو به وهم خویش دستی به دعا رسیده باشی

همه تن شکست رنگیم مگذر ز پرسش ما

که به درد دل رسیدی چو به ما رسیده باشی

برو ای‌ سپند امشب سر و برگ ما خموشی‌ست

تو که سوختند سازت به نوا رسیده باشی

نه ترنمی نه وجدی نه تپیدنی نه جوشی

به خم سپهر تا کی می نارسیده باشی

نگه جهان نوردی قدمی ز خود برون آ

که ز خویش اگر گذشتی همه ‌جا رسیده باشی

ز شکست رنگ هستی اثر تو بیدل این بس

که به‌ گوش امتیازی چو صدا رسیده باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲۹چه شد آستان حضور دل ‌که تو رنج دیر و حرم کشی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳۰می جام قناعت اگر بچشی المی ز جنون هوس نکشی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۳۱ازین ‌نه منظر نیرنگ تا برتر زنم جوشی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۳۲تا چند کشد دل الم بیهده ‌کوشی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳۳خیالش بر نمی‌تابد شعور، ای بیخودی جوشی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۳۴به گرد سرمه خفتن تا کی از بیداد خاموشی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳۵پوچست قماش تو به اظهار تلافی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۳۶ای شیخ به تدبیر امل بیهده حرفی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.