پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۵

پوچست قماش تو به اظهار تلافی

ای‌ کسوت موهوم فنا رنگ نبافی

نشکافت کس از نظم جهان معنی تحقیق

از بسکه بهم تنگ نشسته‌ست قوافی

در فکر خودم معنی او چهره‌گشا شد

خورشید برون ریختم از ذره شکافی

آیینه دلان جوهر شمشیر ندارند

اجزای مدارایی ما نیست مصافی

زندانی حرمانکدهٔ داغ وفاییم

بر ما نتوان بست خطاهای معافی

خون ناشده ره در دل ظالم نتوان برد

جز آب‌که دیده‌ست ز شمشیر غلافی

زین ما و من اندیشهٔ تحقیق که دارد

معنی نفروشی به سخنهای ‌گزافی

تا محمل آسایش جاوید توان بست

یک آبلهٔ پاست درین مرحله ‌کافی

گو این دو سه رنگت به توهّم نفریبد

آیینه مشو تا نکشی منت صافی

زان پیش که احسان فلک شعله فروشد

بیدل عرقی ریز به سامان تلافی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۳۷جهان‌کورانه دارد سعی نخجیری به تاریکی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳۸چند پیچد بر من بی‌دست وپا افتادگی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۳۹بسکه ‌گردید آبیار ما ز پا افتادگی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۰سجده بنیادی بساز ای جبهه با افتادگی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۱کرد شبنم را به خورشید آشنا افتادگی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳بسکه بی روی تو خجلت‌ کرد خرمن زندگی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴جز عافیتم نیست به سودای تو ننگی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.