پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۰

سجده بنیادی بساز ای جبهه با افتادگی

سایه را نتوان ز خود کردن جدا افتادگی

از شعاع مهر یکسر خاکساری می‌چکد

بر جبین چرخ هم خطی‌ست با افتادگی

سجده را در خاک راهش ‌گر عروج آبروست

می‌شود چون دانه‌ام آخر عصا افتادگی

نیست راحت جز به وضع خاکساری ساختن

با زمین سرکن چو نقش بوریا افتادگی

استقامت نیست ساز کهنهٔ دیوار جهد

عضو عضوت می‌زند موج زپا افتادگی

بی ‌عرق یک ‌سجده از پیشانی من‌ گل نکرد

می‌کند بر عجز حالم گریه‌ها افتادگی

چون غبار رفته از خود دست و پایی می‌زنم

تا به فریادم رسد آخر کجا افتادگی

آستانش از سجودم بسکه ننگ آلوده است

آب می‌گردد چو شبنم ازحیا افتادگی

تا به ‌چشم نقش پایی راه عبرت ‌واکنم

پیکرم را کاش سازد توتیا افتادگی

با کمال سرکشی بیدل تواضع طینتم

همچو زلف یار می‌نازد به ما افتادگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳بسکه بی روی تو خجلت‌ کرد خرمن زندگی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴جز عافیتم نیست به سودای تو ننگی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵چو بوی‌گل ز چه افسردگی مقید رنگی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶دارد به من دلشده امشب سرجنگی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷ز نیرنگ خیال طفل شوخ شعله در چنگی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ندارد ساز این محفل مخالف پرده آهنگی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۹باز آمد در چمن یاد از صفیر بلبلی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.