پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۸

چند پیچد بر من بی‌دست وپا افتادگی

از رهم بردار تا گیرد عصا افتادگی

شیوهٔ عشاق چون اشک است در راه نیاز

ابتدا سرگشتگیها، انتها افتادگی

نیست سعی ما بیابان مرگ منتهای خضر

لغزش پایی‌ست خواهد برد تا افتادگی

عالمی از عجز ما چیده‌ست سامان غرور

کرد ما را سایهٔ بال هما افتادگی

بگذار ازکوشش ‌که دارد وادی تسلیم عشق

جاده از خود رفتن و منزل ز پا افتادگی

دامن تسلیم هم آسان نمی‌آید به دست

خاک گردیدیم تا شد آشنا افتادگی

هر چه از ما گل ‌کند تمهید تسلیم است و بس

سرکشی هم دارد از دست دعا افتادگی

کرکسی از پا درافتد ما ز سر افتاده‌ایم

یک زمین و آسمان از ماست تا فتادگی

ما به تعظیم از سر بنیاد خود برخاستیم

شعله هم‌گرکرد با خاشاک ما افتادگی

همچو آتش سر مکش بیدل‌که در تدبیر امن

خاک بنیاد ترا دارد به پا افتادگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۰سجده بنیادی بساز ای جبهه با افتادگی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۱کرد شبنم را به خورشید آشنا افتادگی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲عمر گذشت و همچنان داغ وفاست زندگی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳بسکه بی روی تو خجلت‌ کرد خرمن زندگی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴جز عافیتم نیست به سودای تو ننگی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵چو بوی‌گل ز چه افسردگی مقید رنگی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶دارد به من دلشده امشب سرجنگی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷ز نیرنگ خیال طفل شوخ شعله در چنگی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.