پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲۲

که دم زند ز من و مادمی‌ که ما تو نباشی

به این غرور که ماییم از کجا تو نباشی

نفس چو صبح زدن بی‌حضور مهر نشاید

چه زندگیست ‌کسی را که آشنا تو نباشی

ازل به یاد که باشد، ابد دل‌ که خراشد

که بود و کیست‌ گر آغاز و انتها تو نباشی

غنای موج تلافیگرش بقای محیط است

نکشت عشق ‌کسی را که خونبها تو نباشی

محیط عشق به‌ گوشم جز این خطاب ندارد

که ای حباب چه شد جامه‌ات فنا تو نباشی

مکش خجالت محرومی از غرور تعین

چه من چه او همه‌ با توست اگر تو با تو نباشی

جهان پر است ز گرد عدم سراغی عنقا

تو نیز باش به رنگی ‌که هیچ جا تو نباشی

طمع به ششجهتت بسته راه حاصل مطلب

جهان همه در باز است اگر گدا تو نباشی

بر این بهار چو شبنم خوش‌ست چشم‌ گشو‌دن

دمی‌که غیر عرق چیزی از حیا تو نباشی

چنین ‌که قافلهٔ رنگ بر هواست خرامش

به رنگ شمع نگاهی ‌که زیر پا تو نباشی

من و تو بیدل ‌ما را به وهم‌ چند فریبد

منی جز از تو نزیبد تویی چرا تو نباشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲۴ز چه ناز بال دعوی به فلک گشاده باشی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲۵گریک مژه چون چشم فراهم شده باشی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ز نفس اگر دو روزی به بقا رسیده باشی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲۷نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۲۸تا چند ناز غازه و رنج حنا کشی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲۹چه شد آستان حضور دل ‌که تو رنج دیر و حرم کشی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳۰می جام قناعت اگر بچشی المی ز جنون هوس نکشی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۳۱ازین ‌نه منظر نیرنگ تا برتر زنم جوشی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.