پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲۳

چو قارون ته خاک اگر رفته باشی

به آرایش‌گنج و زر رفته باشی

چه‌کارست امل پیشه را با قیامت

به هر جا رسی پیشتر رفته‌باشی

براین انجمن وا نگردید چشمت

یقین شدکه جای دگر رفته باشی

رم فرصت اینجا نفس می‌شمارد

چو عمرآمدن‌کو، مگر رفته باشی

چو شمعت به‌پیش ایستاده‌ست رفتن

ز پا گر نشستی به سر رفته باشی

شراری‌است آیینه‌پرداز هستی

نظر تا کنی از نظر رفته باشی

غبار تو خواهد جنون‌ کردن آخر

در آن ره‌ که با کروفر رفته باشی

دراین بزم تاکی فروزد چراغت

اگر شب نرفتی سحر رفته باشی

جهان بیش و کم مجمع امتیاز است

تو پر بی تمیزی به در رفته باشی

چه عزت چه خواری اقامت محال است

به هر رنگ ازین رهگذر رفته باشی

هوا مخملی ‌گر همه آفتابی

وگر سایه‌ای بی سحر رفته باشی

سلامت در این‌ کوچه وقتی‌ست بیدل

که از آمدن بیشتر رفته باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲۵گریک مژه چون چشم فراهم شده باشی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ز نفس اگر دو روزی به بقا رسیده باشی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲۷نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲۸تا چند ناز غازه و رنج حنا کشی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۲۹چه شد آستان حضور دل ‌که تو رنج دیر و حرم کشی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۳۰می جام قناعت اگر بچشی المی ز جنون هوس نکشی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳۱ازین ‌نه منظر نیرنگ تا برتر زنم جوشی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۳۲تا چند کشد دل الم بیهده ‌کوشی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.