پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶۸

چه دارم در نفس جز شور عمر رفته از یادی

غباری را فراهم کرده‌ام در دامن بادی

به خاک افتاده‌ام اما غرور شعله خویان را

کفی خاکسترم از آرمیدن می‌دهد یادی

مباش ای مژدهٔ وصل از علاج ‌گریه‌ام غافل

هنوز این شعله خو دیوانه می ارزد به ارشادی

زکوه و دشت عشق آگه نی‌ام لیک اینقدر دانم

که خاکی خورد مجنونی و کوهی‌ کند فرهادی

طرب رخت شکفتن بسته است از گلشن امکان

مگر زخمی ببالد تا به عرض آید دل شادی

هوس دام خیالی چند در گرد نفس دارد

درین صحرا همه صیدیم و پیدا نیست صیادی

تو هر رنگی‌ که خواهی حیرت دل نقش می‌بندد

ندارد کارگاه وضع چون آیینه بهزادی

نباشد گر حضور جلوهٔ بالا بلندانت

به رنگ سایه واکش ساعتی در پای شمشادی

به یاد جلوهٔ او حیرت ما را غنیمت دان

صفای شیشه هم نقشیست از بال پریزادی

خطا از هرکه سر زد چون جبین‌، من در عرق رفتم

ندارد عالم ناموس چون من خجلت آبادی

توهم چون شمع محمل‌کش به سامان جگر خوردن

درین ره هر کسی از پهلوی خود می‌کشد زادی

نمی‌دانم چه ‌گم‌ کردم درین صحرا من بیدل

دلی می‌گویم و دارم به چندین نوحه فریادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷۰گر درین قحط سرایت نکند نان مددی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷۱نه نفس تربیتم ‌کرد و نه دامان مددی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷۲خوش آن ساعت‌ که چون تمثال از آیینهٔ فردی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷۳غبارم می‌کشد محمل به دوش نالهٔ دردی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷۴نیاز جلوه دارم حیرت آیینه پروردی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷۵عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷۶اگر با پای سروی سعی آهم رهبری ‌کردی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷۷خیالت هر کجا تمهید راحت‌پروری کردی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.