پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۰

گر درین قحط سرایت نکند نان مددی

نه جسد رنگ نموگیرد و نی جان مددی

سرسری نگذری ای بیخبر از عقدهٔ دل

گر ز ناخن نشود کار به دندان مددی

ای غنی تا اثر انجم و افلاک بجاست

کس نمی‌خواهد از اقبال تو چندان مددی

در قناعت همه اسباب به زیر قدم است

مور این دشت نخواهد ز سلپمان مددی

اینقدر باز نگردد در تشویش سوال

ازکریمان نرسد گر به گدایان مددی

صحبت بیخردان آفت روحانی بود

آه اگر نوح نمی‌دید ز توفان مددی

حیف از آن بیخبری چندکه با قدرت جاه

خاک گشتند و نکردند به یاران مددی

فصل بیحاصلی اشک تریها دارد

سنگ شد ابر اگر کرد به نیسان مددی

اشک بی‌رونقی بخت سیه نپسندید

داشت این شام هم از فیض چراغان مددی

گل این باغ جنون حوصله‌ای می‌خواهد

بیدل از چاک ضرور است به دامان مددی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۷۲خوش آن ساعت‌ که چون تمثال از آیینهٔ فردی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۷۳غبارم می‌کشد محمل به دوش نالهٔ دردی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷۴نیاز جلوه دارم حیرت آیینه پروردی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۷۵عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۷۶اگر با پای سروی سعی آهم رهبری ‌کردی
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۷۷خیالت هر کجا تمهید راحت‌پروری کردی
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۷۸برخود مشکن تا همه تن رنگ نگردی
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۷۹که‌ کشید دامن فطرتت ‌که به سیر ما و من آمدی
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.