پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۷۹

که‌ کشید دامن فطرتت ‌که به سیر ما و من آمدی

تو بهار عالم دیگری ز کجا به این چمن آمدی

سحر حدیقهٔ آگهی ستم است جیب درون درد

چه هوا بپرورد آتشت ‌که برون پیرهن آمدی

هوس‌ تعلق صورتت ز چه ره فتاده ضرورتت

برمیدی آنهمه از صمد که به ملک برهمن آمدی

ز عدم جدا نفتاده‌ای قدم دگر نگشاده‌ای

نگر آنکه پیش خیال خود به خیال آمدن آمدی

نه سفر بهار طراز شد، نه قدم جنون ‌تک و تاز شد

به خودت همین مژه باز شد که به غربت از وطن آمدی

نه ‌لبت‌ به ‌زمزمه‌ چنگ‌ زد،‌ نه‌ نفس ‌در دل‌ تنگ زد

عدم آبگینه‌ به سنگ زد که تو قابل سخن آمدی

چقدر تجرد معنی‌ات به در تصنع لفظ زد

که چو تار سبحه ز یک زبان به طواف صد دهن آمدی

چه شد اطلس فلکی قبا که درآید آن ملکی ردا

که ‌تو در زیانکدهٔ فنا پی یک دو گز کفن آمدی

ز خروش عبرت مرد و زن‌، پر یأس می‌زند این سخن

که چو شمع در بر انجمن ز چه بهر سوختن امدی

ز مزاج سایهٔ آفتاب اثر دوِیی نشکافتم

من اگر نه جای تو داشتم تو چه سان به جای من آمدی

به هوس چو بیدل بیخبر در اعتبار جهان مزن

چه بلاست ذوق‌ گهر شدن ‌که چو موج خود شکن آمدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۸۱درین محفل‌که پیدا نیست رنگ حسن مقصودی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸۲مکش رنج تأمل‌ گر زیان خواهی و گر سودی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸۳نفس در طلب سوختی دل ندیدی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸۴به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸۵آفت ایجاد است طبع از دستگاه خود سری
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸۶بی خبر از خود مگذر، جانب دل هم نظری
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۸۷تا کجا آن جلوه در دل‌ها کشد میدان سری
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۸۸دوستان این خاکدان چون من ندارد دیگری
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.