پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸۱

درین محفل‌که پیدا نیست رنگ حسن مقصودی

چراغ حسرت آلود نگاهم می‌کند دودی

چو آن شمعی که از فانوس تابد پرتو آهش

درون بیضه‌ام پیداست بال شعله فرسودی

خروش بینوایی‌های من یارب که می‌فهمد

چو مژگانم ز سر تا پا زبان سرمه‌آلودی

طریق بندگی ناز فضولی برنمی‌دارد

تو از وضع رضا مگذر چه مقبولی چه مردودی

عدم ایمای اسرارت‌، وجود اظهار آثارت

ز نیرنگ تو خالی نیست معدومی و موجودی

به یک مژگان زدن آیینه بی‌تمثال می‌گردد

به حیرت ساز رنگ خودنمایی می‌برد زودی

به تیغ آبرو گنج زر و گوهر نمی‌ارزد

اگر انصاف باشد طبع مایل نیست بیجودی

مشو غافل ز وضع فقر اگر آرام می‌خواهی

چو صحرا خاکساری نیست بی‌دامان مقصودی

به رنگ طوق قمری در هوای سرو موزونت

کند خاکسترمن ناله از هر حلقهٔ دودی

به راه انتظار جلوه‌ای افکنده‌ام بیدل

چو شمع‌ از چهرهٔ زرین خود فرش زر اندودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۸۳نفس در طلب سوختی دل ندیدی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۸۴به مکتب هوس از کیف و کم چه فهمیدی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۸۵آفت ایجاد است طبع از دستگاه خود سری
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸۶بی خبر از خود مگذر، جانب دل هم نظری
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۸۷تا کجا آن جلوه در دل‌ها کشد میدان سری
  6. غزل شمارهٔ ۲۶۸۸دوستان این خاکدان چون من ندارد دیگری
  7. غزل شمارهٔ ۲۶۸۹عالمی بر باد رفت از سعی بی‌پا و سری
  8. غزل شمارهٔ ۲۶۹۰مزد تلاشم به رهت دیده ندارد گهری
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.